دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی
Tohidmelikzade@yahoo.com
یکی از طایفه های مشهور آذربایجان با جمعیتی بالغ بر یکصد هزار نفر طایفه کوره سونلی می باشد که در مناطق غربی آن در محدوده شهرهای خوی، سلماس و اورمیه ساکن می باشند. روستاهای یئستکان yestikan ، دیزه Dizə، بابکان Babkan، قره تپه Qərə təpə ، قوطور Qotur ، Esteran ائستئران ، Məxin مخین, Raviyan راویان ، Zeri زئری ، küküt کوکوت ، Hindivan هیندیوان , Almalı آلمالی , Zeyvə زئیوه ، körpiran کؤ رپیران ، در خوی روستاهای آلا سورمه Ala sürmə ، حاق وئران Haqveran ، شیره کی Şirəki ، سیلاو Silav، هود ه ر Hödər، چیچه ک Çiçək ، ریک آوا Rikava ، وردان Vərdan، سه ره مئریح Sərəmerih، شئیدان Şeydan و ایستی سو İsti su ، مافی کندی Mafıkəndi ، کانیان Kanyan ، شکر یازی Şəkəryazı ، قولان Yengicə یئنگیجه ، Qolan آغ زیارت Ağziyarət در سلماس و روستاهایی در اورمیه کوره سونلی نشین می باشند.
تاریخ استقرار اینان در آذربایجان معلوم نیست. گرچه پاره ای از افراد تحصیل کرده کوره سونلی معتقدند اینان بقایای آذربایجانیان قبل از قبول مذهب تشیع می باشند ولی سکونت این ترکان قبل از ورود به مناطق غربی آذربایجان در اطراف دریای سیاه محرز می باشد. با توجه به نقش بسیار کمرنگ این طایفه در معادلات سیاسی آذربایجان پیدا کردن رد پای این قبیله بسیار دشوار می باشد. اتیمولوژی این طایفه نیز جنجال بر انگیز می باشد. برای اولین بار پژوهش نه چندان مستند و علمی این طایفه در ترکیه توسط محققین ارتش ترکیه بررسی می شود. در این گزارش از کوره سونلی ها تحت عنوان ( خوراسانلی ) که هنوز ملیتشان مشخص نیست نام برده می شوند. به نوشته این کتاب بر اساس اعتقاد کوره سونلی های سلماس اینان از قفقازیه به سلماس کوچیده اند و سلماسی ها به مناسبت اینکه رئیس اینان حسن بیک نامی بوده و از قضا کور هم بوده این قبیله تازه رسیده را کور حسنلی گفته اند ! . این کلمه بعدا به کوره سونلی تغییر نام داده است!!.
نگاهی به تاریخ عمومی ترکان کوره سونلی
یکی از وقایع مهم اواسط دوره حکومت صفویه در آذربایجان ورود جلالی ها به آذربایجان و در این میان حرکت طایفه « کوره سون/کوره سین » لی به سلماس و استقرار انها در سلماس بود. کوره سینلی ها از ایل چپنی یکی از 24 قبیله اوغوز بودند که تعدادی از آنان بعد از اسلام به آناطولی آمده بودند. نام چپنی ها قبل از اسلام در کتیبه های کول تیقین و یئنی سئی و بعد از اسلام در کتاب دیوان لغات الترک محمود کاشغری و جامع التواریخ فضل الله همدانی و شجره تراکمه قاضی بهادر خان همراه با شکل طمغا و مهرهایشان آمده است. اینان قبل از صفویه در آناطولی در جنوب دریای سیاه در منطقه «گیره سون» ترکیه زندگی می کرده و تمایلات صوفیانه داشتند . همین امر سبب بروز اختلاف ها و تنش هایی بین عثمانی های طرفدار شریعت و چپنی ها یا کوره سونلی های بعدی طرفدار طریقت گشت. بر اساس نوشته های ولایت نامه از کتاب اهل طریقت ، چپنی ها از مریدان اولیه حاجی بکتاش ولی بودند.
در سال 1279 میلادی چپنی ها بصورت دسته جمعی در سینوپ در کنار دریای سیاه دیده می شوند . در تاریخ منطقه از درگیری چپنی ها با حکام طرابوزان سخن به میان آمده است .
چپنی ها در زمان اوزون حسن به حکومت آق قویونلوها پیوستند که در رأس انها ایل – آلدی بگ قرار داشت . در زمان صفویه نیز چپنی ها زیر فرمان امپراطوری صفوی قرار داشت . باقی چپنی های ساکن عثمانی در جنگهای مختلف عثمانی – صفوی به نفع صفویان وارد جنگ می شدند. مثلاً در یکی از جنگها قلعه ارجیش Erciş را تسلیم صفویه نمودند . در سال 976 ( 1568) به فرمان سلطان عثمانی تمام چپنی های وان از منطقه هم مرز آذربایجان اخراج شدند . در زمان سلطنت سلطان طهماسب در میان افراد گارد شاهی ، نفراتی از چپنی ها هم دیده می شوند . در وان علیرغم تضییق عثمانی ها به آنها از نفوذ چپنی ها کاسته نشده بطوریکه در سال 955 (1548) در زمان سلطنت سلطان سلیمان قانونی ، حاکم وان از ترکان چپنی بود و جالب اینکه در عین زمان حاکم اورمیه سلیمان چلبی نیز از ترکان چپنی بود وی در جنگ با عشایر کرد کشته شده .
پس از ورود چپنی ها به سلماس محتملا در قرن شانزدهم میلادی از آنجایی که اینان از محال « گیره سون » عثمانی (شمال شرق آناطولی ) آمده بودند در میان مردم آذربایجان به گیره سون لی یا کوره سونلی مشهور شدند.
لهجه اهالی محال کوره سونلی سلماس مابین لهجه آذربایجان و آناطولی می باشد. فولکلور اینان نیز عیناً مانند سایر مردم آذربایجان و آناطولی می باشد.
نگاهی به فرهنگ عمومی ترکان کور ه سونلی
فرهنگ کوره سونلی ها چیزی جدا از فرهنگ عمومی ترکان و از جمله محل سکونتشان آذربایجان نمی باشد. اینان همچون سایر آذربایجانیان و ترکان جهان به ادبیات شفاهی و از شاخه های آن ادبیات عاشیقی عشق می ورزند. داستان لیریک ( اصلی و کرم ) و داستان حماسی کور اوغلو در میانشان به حدی رایج و دوست داشتنی است که نام قلعه ای مستحکم در محل سکونتشان را به نام کور اوغلو نامیده اند. قیز قالاسی و اوغلان قالاسی نیز از زیر مجموعه های این قلعه مستحکم می باشد .در موضوع ادبیات عاشیقی نیز عاشیق بهلول و عاشیق مناف جزو نام آورترین عاشیق های آذربایجان می باشند . نام ریتمی از موسیقی عاشیقی نیز شکر یازی می باشد که نام روستایی کوره سونلی نشین سلماس می باشد.
اشاره شد که مذهب ترکان کوره سونلی شافعی می باشد . علی رغم این موضوع پاره ای از اشعار صوفیانه با رنگ شیعی در میانشان رایج می باشد:
علی ذوالفقاری آتدی دریاده قالدی
نئچه مین ملکلر اوندان درس آلدی
اوزونده ن نقابلی بیر عرب گلدی
اؤزو اؤز جنازه سین یئریدان علی
دؤنیانی یئرینده ن یئریدان علی
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
میندی دولدولی گئدیب گول کیمی
قنبر قاباغیندا یئریر قول کیمی
کافیر اوستونه وارار شئر کیمی
کافری ایمانه گتیران علی
دؤنیانی یئرینده ن یئریدان علی
در میانشان تصوف و ایمان به اولیا الله در شخصی به نام (( بابا ارزن Bəbərzan )) (( محمد حنفیه )) و (( انیس )) متجلی است.
بابا ارزن نام پیری مدفون در هود ه ر در کنار کور اوغلو قالاسی. محمد حنفیه اوجاغی محلی است در کنار جاده خوی به سلماس وآن سنگی است که سوراخ بوده و مردم برای برآورده شدن نذرشان و احیانا طلب فرزند از درون این سوراخ عبور می کنند. به اعتقاد مردم محمد حنفیه فرزند امام علی در این محل غیب شده است. همانند این سنگ در نزدیکی شهر حاجی بکتاش محل دفن حاج بکتاش ولی در ترکیه نیز دیده می شود.
در فولکلور اهالی وقایع دهه ها و صده ها ی اخیر غرب آذربایجان به شکل زیبایی بارز است . مثلا در شعر زیر گوشه هایی از جنایات ارامنه در غرب آذربایجان ( واقعه جیلولوق در سال 1918 ) که طی آن بیش از یکصد وپنجاه هزار نفر از اهال آذربایجان شهید شدند تصویر شده است :
باغلار آراسیندان چیخدی گوی آتلی
هامی نیزه لرین باشی پولاددی
آروادلار اوشاغی گور چایا آتدی
آتما توتما گاویر قولون قوروسون
قالخان آراز کیمی قانین گؤل اولسون
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
عثمانلی لار گئتدی جئلو لار قالدی
خوی ایله سلماسی الیندهن آلدی
اونلار بیزیم یئره قیطلیق سالدی
چؤره یین بیرینی قیرانا گؤردوم
چؤره یین بیرینی قیرانا گؤردوم
موسیقی ترکان کوره سونلی شاخه ای از موسیقی آذربایجانی و آناطولی می باشد. رقص های با شکوه مردان و زنان کوره سونلیکه ِیاللی می گویند در مجالس عروسی و سایر مراسمات شاد آنان بسیار تماشایی بوده و یادگاری از اجدادمان می باشد. در این نوع مراسم عروسی علاوه بر رد پای شامانیزم رد پای توتمیزم نیز به چشم می خورد. از بقایای شامانیزم پرتاب قیزیل آلما و از بقایای توتمیزم میتوان به هدیه یک مرغ به عروس خانم هنگام کوچیدن به خانه بخت میباشد. مرغ سمبول اولاد زیاد می باشد.
ترکان کوره سونلی همچون سایر ترکان علاقه فراوانی به اجدادشان دارند و حتی پس از فوتشان نیز لحظه ای از آنان غافل نمی باشند. مثلا افرادی از طایفه که پس از سالیانی به منزل فامیلهایشان می آیند در اولین روز به مزار بزرگان رفته پس از قرائت فاتحه ای از خاک مزار بزرگانشان بر دهانشان می گذراند.
بایاتی ها هم که جزو عناصر اصلی ترکان محسوب می شود نیز در میانآنان بسیار رایج است:
بو داغدا وار آلتی گول
اوستو چیچک آلتی گول
بیر گول باهار گتیرمز
گوند ه ر یارا آلتی گول
نمونه ای از نفرین آنها
هئل هئللی لر یارپاغی
آستانالار تورپاغی
هر کس بالاما سوز دئسه
گؤزونه بیبر یارپاغی
در مورد اسفند دود کردن این اشعار را می خوانند:
اوزه رلیک سن هاواسان
هر بیر درده بیر دواسان
درد قاپیدان گیرنده
سن او دردی قاوارسان
آغ گوز، قره گؤز یاشیل گؤز قویون گؤز آدام گؤز یاشیل گؤز
هامیسی چاتداسین پارتلاسین
اعیادشان تماما اعیاد دینی است از جمله عید رمضان، عید قربان. در عید قربان همگی از گوشت قربانی کوفته درست می کنند.
نمونه ای از تاپماجا ها:
هانی دابانی هودی دابانی ایکی قیچی وار بیر دابانی ( ته ره زی )
او نمنه دی آلتی سو دی اوستو اوت ( قه یلان )
ها گئد ه ر هو گئده ر بیر قه ریش یول گئد ه ر ( بئشیک )
قیرخ دهنه گلین بیر بویدا ( کیربیت )
نمونه ای از اعتقاد عامه
اگر پلک کسی بزند نخ قرمز رویش می گذارند تا از حرکت بیفتد.
اگر لنگه ای از کفش روی یک لنگه دیگر سوار شود گویند درباره صاحب کفش صحبت می کنند.
موقع خاموش کردن آتش و ریختن آب داغ به زمین بسم الله می گویند.
برای دفع بلا و نظر بد اسفند دود می کنند.