Web

Xoy.ir


طرح های توجیهی اقتصادی طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
مخصوص علاقمندان به کارآفرینی
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

Related Posts with Thumbnails

معاون پژوهشی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌های کشور گفت: دبیرخانه دایمی نمایشگاه کتاب در خوی راه اندازی می‌شود.به گزارش ایسنا دکتر طه مرقاتی در جلسه هماهنگی برگزاری نمایشگاه کتاب در خوی اظهار کرد: با راه اندازی این دبیرخانه کتاب و کتابخوانی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده و بسیاری از مشکلات فرهنگی شهرستان حل می‌شود.وی با بیان اینکه شهرستان خوی با داشتن قدمت پنج هزار ساله توان تبدیل شدن به قطب فرهنگی کشور را دارد، تصریح کرد: خوی در گذشته یک مرکز فرهنگی و مذهبی بوده و کتب خطی آن در سراسر دنیا پخش شده است.

ادامه مطلب ...

Related Posts with Thumbnails

Khoy at a glance

Khoy is one of the ancient regions of Iran with a moderate climate. The capital city being Khoy located 807 km. from Tehran. The word Khoy means 'salt', as the primary settlers in this region were the Medes due to the presence of a salt quarry here, called it as such. According to ancient records Khoy was a place having great importance, and was one of the branches of the Silk Road connecting east to west and passed through this city in pre-Islamic ages.

 

ادامه مطلب ...

Related Posts with Thumbnails

ده ده قورقوت

 

هفته نامه اورین خوی :‌

حماسه »قورقوت آتا« یکی از شاهکارهای ادبیات ترکمنی است. این حماسه از یک مقدمه و دوازده داستان تشکیل شده و متن آن بر طبق سنت داستان نویسی ترکمنی به صورت نظم و نثر آمیخته به هم و با زبان ساده و شیوا به نگارش در آمده است. اما اشعار آن نه در وزن و قالب معمول کنونی، بلکه به صورت شعر »آزاد« (مشابه شعر نو) سروده شده اند.

ادامه مطلب ...

Related Posts with Thumbnails

خوى: از اولین شهرهاى ترکى شده آذربایجان است و بدین سبب در متون تاریخى سلجوقى بنام ترکستان ایران نامیده شده است. "حمدالله مستوفى" در نزهت القلوب در باره خوى مىگوید: مردمش سفید چهره و ختاى نژاد و خوب صورتند و بدین سبب خوى را ترکستان ایران خوانند. خوى علاوه بر آذربایجان در تاریخ ترکیه نیز از اهمیت استثنائى برخوردار است. بسیارى از جریانات فکرى و فرهنگى تاریخى که مهر خود را در شکل گیرى هویت ملى خلق ترک (ترکیه) زده اند بلاواسطه با نام شهر خوى پیوسته اند. این شهر پایگاه ارتشهاى ترکى براى تهاجم به بیزانس و فتح آسیاى صغیر توسط ترکان بوده است. "آلب ارسلان" در سال 1701 خوى را مرکز تجمع سپاهیان ترک براى حمله به بیزانس-روم (ترکیه امروزى) قرار داده بود. موسس طریقت بکتاشى "آبدال موسى" و بانى جریان اخوت در آسیاى صغیر "اخى ائوره ن" هر دو از شهر خوى آذربایجان برخاسته اند. "پیر سلطان آبدال" شاعر و قهرمان خلقى-ملى ترکیه٫ "جهانشاه قاراقویونلو" شاه زندیق -شاعر علوى قرن ١٥ نیز اهل خوى اند ("جهان شاه" در گؤى مسجید تبریز که خود آنرا ساخته بود مدفون است). مزار "شمس تبریز" نیز به روایتى در خوى قرار دارد. زمره "جاولاقلار" از قزلباشان بلاواسطه با خوى در ارتباط است. جلخ و جولق نوعى از پشمیه بافته بود که مردم فقیر و درویش و قلندران مىپوشیده اند و جولقى و جولخى به معنى قلندر شال پوش آمده است. جاولاقىلیک از نخستین تشکیلات قلندریه بوده و در قرن 13 در خوى آذربایجان ایجاد شده است. این جریان بعدها توسط حیدرىلیک تعقیب شده است. یاد آورى مىشود که در تاریخ لکسیوگرافى ترکى آذرى اولین لغت منظوم بدین زبان (تحفه حسام) توسط "حسام خویى" نگاشته شده است.

Related Posts with Thumbnails

از جمله برخوردهاى "مولانا جلال الدین رومى" با جریانات آذرى دیدار و تماس وى با "حاجى بکتاش ولى خراسانى" است. "حاجى بکتاش" به احتمال بسیار با "مولانا" در ارتباط بوده و هر دو به یقین از یکدیگر خبردار بوده اند. ("حاجى بکتاش" با دو شخصیت تاریخساز ترک آذرى دیگر٫ "اخى ائورن خویى" (متوفى به سال 1260) و "بابا الیاس خراسانى" (متوفى در نیمه دوم قرن سیزده میلادى) نیز در آسیاى صغیر ملاقات نموده است.) [1] این هم از ولایت نامه که شرح حال "حاجى بکتاش" را باز مىگوید و هم از مناقب العارفین که ترجمه حال "مولانا" را مىدهد به سهولت بدست مى آید.

ادامه مطلب ...

Related Posts with Thumbnails

به قلم یاردانقلی (خسرو کرمانشاهی)

بازهم آخر سال و شب چهارشنبه سوری و لب چشمه و کوزه و عکس ماه صورت ها که در آهنگ خورشید و آب می رقصند.

 

ادامه مطلب ...

Related Posts with Thumbnails

 
 
 
 

 

 



 

 

 

 

Related Posts with Thumbnails

شب یلدا در آذربایجان غربی " چله گجه‌سی " نامیده می‌شود که نمادی از انس و الفت و صله‌ارحام بین خانواده‌ها و تکوین زندگی دهقانی است.

این نامگذاری از آن جهت است که در روزشمار مردم آذربایجان غربی شب یلدا پایان فصل پاییز و آغاز " چله بزرگ " و زمستان است.

فصل زمستان در آذربایجان غربی به سه دوره تقسیم می‌شود که ‪ ۴۰‬روز اول آن چله بزرگ، ‪ ۲۰‬روز بعد از آن چله کوچک و ‪ ۳۰‬روز آخر " بایرام آیی " (ماه عید) است.

به اعتقاد مردم این استان، چله کوچک سردترین روزهای سال است و موقع آمدن به چله بزرگ می‌گوید" تو هیچ کاری نکردی، من کودکان را در گهواره دست زنان را در کوزه آب و پای مردان را بر روی زمین منجمد خواهم کرد، چله بزرگ هم به او می‌گوید عمرت کوتاه و پشت سرت بهار است.

آیین‌های شب چله در آذربایجان غربی تقریبا مشابه با آیین‌هایی است که در دیگر استانهای کشور برگزار می‌شود، با این تفاوت که ابعاد بیشتری دارد.

هندوانه، انواع حلوا، مرکبات، آجیل، پشمک از سورسات اصلی شب چله در میان مردم آذربایجان غربی در زمان حاضر است.

خانواده‌ها در این شب معمولا درخانه بزرگترهای فامیل گردهم می‌آیند و شام، هندوانه و انواع تنقلات را با هم می‌خورند و تا پاسی از شب را به گفت و گو می‌نشینند.

" چله لیک " (هدیه شب چله) مراسمی است که دردیگر شهرها کمتر دیده می‌شود ولی در آذربایجان غربی جزو ضروریات این شب تاریخی و باستانی است.

هر خانواده‌ای که دختری را برای پسر خود نامزد کرده است، در این شب باید هدیه شب چله به خانه عروس بفرستد که عبارت از همان سورسات شب یلدا به طور کامل و یک چشم روشنی است که معمولا یک قطعه طلا برای عروس و یا احتمالا لباس و چادرشب برای خانواده عروس است.

به‌رغم توسعه معاش خانواده‌ها، خیلی از بزرگترهای فامیل از لذت برگزاری شب چله در سالهای گذشته می‌گویند.

آنان معتقدند با آنکه انواع میوه و مرکبات، شیرینی‌های دانمارکی و فرانسوی و حلواهای صنعتی به سورسات شب چله افزوده شده ولی لذت شب چره‌های گذشته، انگور و خربزه‌های ترش و حلوای " قاوود" کشمش، سنجد را ندارد.

اصغر نقی‌زاده از اهالی ارومیه می‌گوید: هزینه‌های سنگین شب یلدا در این سالها موجب شده تا شادی شب چله به ناراحتی و نگرانی تبدیل شود.

وی می‌افزاید: سالهای گذشته این مراسم با سورساتی که معمولا همه افراد اعم از فقیر و غنی در اختیار داشتند، برگزار می‌شد، ولی این سالها هزینه های سنگینی را به خانواده‌ها تحمیل می‌کند.

نقی‌زاده گفت: سالهای قبل شب چله بهانه‌ای برای دیدار با افراد فامیل و بزرگترها و صله‌ارحام بود در حالیکه این روزها وسیله‌ای برای خود نمایی و چشم و هم چشمی شده است.

همسر نقی‌زاده نیز معتقد است، اعیاد ملی و مذهبی و شب چله و حتی عروسی‌ها هم لذت سالهای گذشته را ندارد.

بانو ملائکه نقی‌زاده می‌گوید: در آن سالها برای فرا رسیدن اعیاد و شب‌های چله و جشن‌های عروسی لحظه شماری می‌کردیم و همه مردم اعم از فقیر و غنی خوشحال بودند ولی حالا کودکان هم لذت این آیین‌ها را احساس نمی‌کنند.

وی افزود: چشم و هم چشمی، خودنمایی و پرداختن به حواشی، اصل و هدف آیین ها را تغییر داده و تبدیل به وسیله‌ای برای دوری خانواده‌ها از یکدیگر شده است.

به گفته‌ی وی، توسعه زندگی شهری و افزایش درآمد مردم به جای اینکه موجب آرامش فکر و روح و روان مردم باشد، وسیله‌ای برای تشویش و نگرانی شده و هیچ کس نمی‌تواند از شادی‌های عید، جشن ، عقد وعروسی لذت ببرد.

به اعتقاد وی، خیلی از خانواده‌ها به‌دلیل ناتوانی از خرید هدیه و چشم روشنی مجبورند با اعضای فامیل قطع رابطه کنند، در حالیکه در سال‌های گذشته مردم با دست خالی و حتی با یک عدد سیب و یا انار به دیدن هم می‌رفتند.

شب چله در خانواده‌های روستایی حال و هوای دیگری داشت، زنان از یک یا دو روز قبل در کنار انواع شب چره، میوه‌های زمستانی، " پالوده" و حلوای " قاوود " آماده می‌کردند.

شربت این نوع پالوده از کشمش انگور درست می‌شد که بعد از خیس دادن در هاون‌های سنگی کوبیده می‌شد و بعد با آب مخلوط شده و صاف شدن آن شربتی شیرین با عطر و طعم مطبوع بود.

حلوای قاوود، مخلوطی از انواع تخم هندوانه، خربزه و دیگر دانه‌های بذری خوش طعم بود که بعد از آسیاب شدن در آسیابهای آبی با شیره انگور مخلوط می‌شد که غذایی بسیار مغذی و انرژی‌زا در فصل زمستان بود.

با رواج مصرف قند و شکر و انواع شیرینی‌ها این نوع وسایل پذیرایی نیز از میان رفته و حتی این روزها کمتر کسی این نوع مواد غذایی را می‌شناسد.

سنجد، کشمش، مغز گردو، بادام، خربزه و انگورهایی که در داخل ترشی و شیره انگور نگهداری می‌شد از جمله مهمترین وسایل پذیرایی شب‌های چله در روستاهای آذربایجان غربی بودند.

هندوانه که از ضروری‌ترین میوه‌های شب چله بود، تولیدی خود روستاییان بود که به اعتقاد مردم آذربایجان غربی خوردن آن در اولین شب چله بزرگ مانع از سرما خوردگی انسان می‌شود.

جشن شب چله در میان مردم آذربایجان غربی که دارای فرهنگ دهقانی و کشاورزی هستند به نوعی تکوین چرخه کشاورزی است.

فصل زمستان علاوه بر اینکه زمان استراحت و کشاورزان است، سرما و برف نیز موجب از بین رفتن آفات و بیماری‌های گیاهی و پوشش مزارع گندم می‌شود

Related Posts with Thumbnails

دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی

Tohidmelikzade@yahoo.com

 

یکی از طایفه های مشهور آذربایجان با جمعیتی بالغ بر یکصد هزار نفر طایفه کوره سونلی  می باشد که در مناطق غربی آن در محدوده شهرهای خوی، سلماس و اورمیه ساکن می باشند. روستاهای یئستکان yestikan ،  دیزه Dizə، بابکان  Babkan، قره تپه Qərə təpə  ، قوطور Qotur   ،  Esteran ائستئران  ،       Məxin مخین, Raviyan راویان ،  Zeri زئری ، küküt کوکوت  ،       Hindivan  هیندیوان ,  Almalı  آلمالی     , Zeyvə زئیوه ، körpiran کؤ رپیران ،    در خوی روستاهای آلا سورمه Ala sürmə ، حاق وئران Haqveran  ،  شیره کی  Şirəki ، سیلاو  Silav، هود ه ر  Hödər، چیچه ک   Çiçək ، ریک آوا Rikava ، وردان  Vərdan، سه ره مئریح  Sərəmerih، شئیدان Şeydan  و ایستی سو     İsti su  ، مافی کندی Mafıkəndi ، کانیان Kanyan  ، شکر یازی  Şəkəryazı  ، قولان  Yengicə یئنگیجه  ، Qolan  آغ زیارت Ağziyarət   در سلماس  و روستاهایی در اورمیه         کوره سونلی نشین می باشند.

 تاریخ استقرار اینان در آذربایجان معلوم نیست. گرچه پاره ای از افراد تحصیل کرده کوره سونلی معتقدند اینان بقایای آذربایجانیان قبل از قبول  مذهب تشیع می باشند ولی سکونت این ترکان  قبل از ورود به مناطق غربی آذربایجان در اطراف دریای سیاه محرز می باشد.  با توجه به نقش بسیار کمرنگ این طایفه در معادلات سیاسی آذربایجان پیدا کردن رد پای این قبیله بسیار دشوار می باشد. اتیمولوژی این طایفه نیز جنجال بر انگیز می باشد. برای اولین بار پژوهش  نه چندان مستند و علمی این طایفه در ترکیه توسط محققین ارتش ترکیه بررسی می شود. در این گزارش از کوره سونلی ها تحت عنوان ( خوراسانلی ) که هنوز ملیتشان مشخص نیست نام برده می شوند. به نوشته این کتاب بر اساس اعتقاد کوره سونلی های سلماس  اینان از قفقازیه به سلماس کوچیده اند و  سلماسی ها به مناسبت اینکه رئیس اینان حسن بیک نامی بوده و از قضا کور هم بوده این قبیله تازه رسیده  را کور حسنلی گفته اند ! . این کلمه بعدا به کوره سونلی تغییر نام داده است[2]!!.

 

نگاهی به تاریخ عمومی ترکان کوره سونلی

 

یکی از وقایع مهم اواسط دوره حکومت صفویه در آذربایجان  ورود جلالی ها به آذربایجان و در این میان  حرکت طایفه « کوره سون/کوره سین » لی به سلماس و استقرار انها در سلماس بود. کوره سینلی ها از ایل چپنی یکی از 24 قبیله اوغوز بودند که  تعدادی از آنان بعد از اسلام به آناطولی آمده بودند. نام چپنی ها قبل از اسلام در کتیبه های کول تیقین و یئنی سئی و بعد از اسلام در کتاب دیوان لغات الترک محمود کاشغری و جامع التواریخ فضل الله همدانی و شجره تراکمه قاضی بهادر خان همراه با شکل طمغا و مهرهایشان آمده است.  اینان قبل از صفویه در آناطولی در جنوب دریای سیاه در منطقه «گیره سون»  ترکیه زندگی می کرده و تمایلات صوفیانه داشتند .  همین امر سبب بروز اختلاف ها و تنش هایی بین عثمانی های طرفدار شریعت و چپنی ها یا کوره سونلی های بعدی طرفدار طریقت گشت. بر اساس نوشته های ولایت نامه از کتاب اهل طریقت  ، چپنی ها از مریدان اولیه حاجی بکتاش ولی بودند.

 در سال  1279  میلادی چپنی ها بصورت دسته جمعی در  سینوپ در کنار دریای سیاه دیده          می شوند . در تاریخ منطقه از درگیری چپنی ها با حکام طرابوزان سخن به میان آمده است .

چپنی ها در زمان اوزون حسن به حکومت آق قویونلوها پیوستند که در رأس انها ایل آلدی بگ قرار داشت . در زمان صفویه نیز چپنی ها زیر فرمان امپراطوری صفوی قرار داشت . باقی چپنی های ساکن عثمانی در جنگهای مختلف عثمانی صفوی به نفع صفویان وارد جنگ می شدند.  مثلاً در یکی از جنگها قلعه ارجیش Erc را تسلیم صفویه نمودند . در سال 976 ( 1568) به فرمان سلطان عثمانی تمام چپنی های وان از منطقه هم مرز آذربایجان اخراج شدند .  در زمان سلطنت سلطان طهماسب در میان افراد گارد شاهی ، نفراتی از چپنی ها هم دیده می شوند . در وان علیرغم تضییق عثمانی ها به آنها از نفوذ چپنی ها کاسته نشده بطوریکه در سال 955 (1548) در زمان سلطنت سلطان سلیمان قانونی ، حاکم وان از ترکان چپنی بود و جالب اینکه در عین زمان حاکم اورمیه سلیمان چلبی نیز از ترکان چپنی بود وی در جنگ با عشایر کرد کشته شده .[3]

پس از ورود چپنی ها به سلماس محتملا در قرن شانزدهم میلادی از آنجایی که اینان از محال « گیره سون » عثمانی (شمال  شرق آناطولی ) آمده بودند در میان مردم آذربایجان به گیره سون لی یا کوره سونلی مشهور شدند.

        لهجه اهالی محال کوره سونلی سلماس مابین لهجه آذربایجان و آناطولی می باشد. فولکلور اینان نیز عیناً مانند سایر مردم آذربایجان و آناطولی می باشد.

 

نگاهی به فرهنگ عمومی ترکان  کور ه سونلی

فرهنگ کوره سونلی ها چیزی جدا از فرهنگ عمومی ترکان و از جمله محل سکونتشان آذربایجان نمی باشد. اینان همچون سایر آذربایجانیان و ترکان جهان به ادبیات شفاهی و از شاخه های آن ادبیات عاشیقی عشق می ورزند. داستان لیریک ( اصلی و کرم ) و داستان حماسی کور اوغلو در میانشان به حدی رایج و دوست داشتنی است که نام قلعه ای مستحکم در محل سکونتشان را به نام کور اوغلو نامیده اند. قیز قالاسی و اوغلان قالاسی نیز از زیر مجموعه های این قلعه مستحکم می باشد[4] .در موضوع ادبیات عاشیقی نیز عاشیق بهلول و عاشیق مناف جزو نام آورترین عاشیق های آذربایجان می باشند . نام  ریتمی از موسیقی عاشیقی نیز شکر یازی می باشد که نام روستایی کوره سونلی نشین سلماس می باشد.

اشاره شد که مذهب ترکان کوره سونلی شافعی می باشد . علی رغم این موضوع پاره ای از اشعار صوفیانه با رنگ شیعی در میانشان رایج می باشد:

علی ذوالفقاری آتدی دریاده قالدی

نئچه مین ملکلر اوندان درس آلدی

اوزونده ن نقابلی بیر عرب گلدی

اؤزو اؤز جنازه سین یئریدان علی

دؤنیانی یئرینده ن یئریدان علی

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

میندی دولدولی گئدیب گول کیمی

قنبر قاباغیندا یئریر قول کیمی

کافیر اوستونه وارار شئر کیمی

کافری ایمانه گتیران علی

دؤنیانی یئرینده ن یئریدان علی

در میانشان تصوف و ایمان به اولیا الله در شخصی به نام (( بابا ارزن Bəbərzan  ))    (( محمد حنفیه )) و (( انیس )) متجلی است.

بابا ارزن نام پیری مدفون در هود ه ر در کنار کور اوغلو قالاسی. محمد حنفیه اوجاغی محلی است در کنار جاده خوی به سلماس وآن سنگی است که سوراخ بوده و مردم برای برآورده شدن نذرشان و احیانا طلب فرزند  از درون این سوراخ عبور می کنند. به اعتقاد مردم محمد حنفیه فرزند امام علی در این محل غیب شده است. همانند این سنگ در نزدیکی شهر حاجی بکتاش محل دفن حاج بکتاش ولی در ترکیه  نیز دیده می شود.

 در فولکلور اهالی وقایع دهه ها و صده ها ی اخیر غرب آذربایجان  به شکل زیبایی بارز است [5]. مثلا در شعر زیر گوشه هایی از جنایات ارامنه در غرب آذربایجان ( واقعه جیلولوق در سال 1918 ) که طی آن بیش از یکصد وپنجاه هزار نفر از اهال آذربایجان شهید شدند تصویر شده است :

باغلار آراسیندان چیخدی گوی آتلی

هامی نیزه لرین باشی پولاددی

آروادلار اوشاغی گور چایا آتدی

 آتما توتما گاویر قولون قوروسون

قالخان آراز کیمی قانین گؤل اولسون

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

عثمانلی لار گئتدی جئلو لار قالدی

خوی ایله سلماسی الیندهن آلدی

اونلار بیزیم یئره قیطلیق سالدی

چؤره یین بیرینی قیرانا گؤردوم

چؤره یین بیرینی قیرانا گؤردوم

موسیقی ترکان کوره سونلی شاخه ای از موسیقی آذربایجانی و آناطولی می باشد. رقص های با شکوه مردان و زنان کوره سونلیکه ِیاللی می گویند  در مجالس عروسی و سایر مراسمات شاد آنان بسیار تماشایی بوده و یادگاری از اجدادمان می باشد. در این نوع  مراسم عروسی علاوه بر رد پای شامانیزم رد پای توتمیزم نیز به چشم می خورد. از بقایای شامانیزم پرتاب قیزیل آلما و از بقایای توتمیزم میتوان به هدیه یک مرغ به عروس خانم  هنگام کوچیدن به خانه بخت میباشد. مرغ سمبول اولاد زیاد می باشد.

ترکان کوره سونلی همچون سایر ترکان علاقه فراوانی به اجدادشان دارند و حتی پس از فوتشان نیز لحظه ای از آنان غافل نمی باشند. مثلا افرادی از طایفه که پس از سالیانی به منزل فامیلهایشان می آیند در اولین روز به مزار بزرگان رفته پس از قرائت فاتحه ای از خاک مزار بزرگانشان بر دهانشان می گذراند.

بایاتی ها هم که جزو عناصر اصلی ترکان محسوب می شود نیز در میانآنان بسیار رایج است:

 بو داغدا وار آلتی گول

اوستو چیچک آلتی گول

بیر گول باهار گتیرمز

گوند ه ر یارا آلتی گول

نمونه ای از نفرین آنها

هئل هئللی لر یارپاغی

آستانالار تورپاغی

هر کس بالاما سوز دئسه

گؤزونه بیبر یارپاغی

در مورد اسفند دود کردن این اشعار را می خوانند:

اوزه رلیک سن هاواسان

هر بیر درده بیر دواسان

درد قاپیدان گیرنده

 سن او دردی قاوارسان

آغ گوز، قره گؤز یاشیل گؤز قویون گؤز آدام گؤز یاشیل گؤز

 هامیسی چاتداسین پارتلاسین

اعیادشان تماما اعیاد دینی است از جمله عید رمضان، عید قربان. در عید قربان همگی از گوشت قربانی کوفته درست می کنند.

نمونه ای از تاپماجا ها:

هانی دابانی هودی دابانی ایکی قیچی وار بیر دابانی ( ته ره زی )

او نمنه دی آلتی سو دی اوستو اوت ( قه یلان )

ها گئد ه ر هو گئده ر بیر قه ریش یول گئد ه ر ( بئشیک )

قیرخ دهنه گلین بیر بویدا ( کیربیت )

نمونه ای از اعتقاد عامه

اگر پلک کسی بزند نخ قرمز رویش می گذارند تا از حرکت بیفتد.

اگر لنگه ای از کفش روی یک لنگه دیگر سوار شود گویند درباره صاحب کفش صحبت می کنند.

موقع خاموش کردن آتش و ریختن آب داغ به زمین بسم الله می گویند.

برای دفع بلا و نظر بد اسفند دود می کنند.

 

 



[1] این طایفه از ترکان  اغوز برای اولین بار از طرف نگارنده به دنیای علم معرفی می گردد.

[2] ایران آذربایجانی تدقیق راپورو ، ارکان حربیه عمومی ، استخبارات دائره سی ، آنقره 1927 ، ص: 48

1-uzlar (Turkmenlar)   Prof. Dr . FARUK  SUMER Istanbul 1909    5. Baski

 [4] هودر قالاسی از قلعه های مشهور سلماس با نامهای مختلف ((قالا)) ((کور اوغلو قالاسی)) ((قیز قالاسی)) در 3 کیلومتری غرب روستای هوده ر Hodar از محال ((کوره سون لی )) سلماس قرار دارد . تا روستای هوده ر با جاده ماشین رو و از آنجا به قلعه راه مالرویی روستایی امروزین را به قلعه باستانی هوده ر وصل می کند . می توان مختصات قلعه را به ترتیب زیر نوشت : عرض