به مناسبت نودمین سالگرد حماسه مقاومت خویی ها در برابر ارامنه

روزی فراموش نشدنی در تاریخ خوی

اورین مقدم - هفته نامه اورین خوی

»"جنگ«" همیشة زمان واژة نحس و بدبختی‌آوری برای نوع بشر بوده است. مرگ، کشتار، دربه دری، گرسنگی و برباد رفتن بنیان‌های اولیه اجتماع از بارزترین نتایج هر جنگی است. خصوصاً اگر جنگی در کل عالم فراگیر شود آنگاه هم خسارات ناشی از آن به مراتب بیشتر بوده و هم خاموش گردانیدن شعله‌های سوزان آن به سختی ممکن خواهد بود.

جنگ جهانی اول نیز از جملة آن بلایای خانمان‌سوزی بود که همراه با سرتاسر جهان، بخش‌های وسیعی از ایران خصوصاً آذربایجان را طعمه نحوست خویش ساخت و بسیاری از بی گناهان را به کام مرگ فرستاد.

اما با همه این تفاصیل، یکی از ویژگی‌های جنگ و روزهای سختی ظهور شخصیت اصلی و درونی افراد و جوامع است. به قول امین الشرع در کتاب خاطراتش "»مقام آن رسید که باز مرد از نامرد شناخته شود و مردان دلیر غیور اسلام فطرت را گاه امتحان فرا رسید که از رستم های در حمام و اشخاصی که مانند زنان تمامی قوه ایشان به همان زبان بسته شده امتیاز یابند.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

حقیقتاً امتیاز مردان مرد روزگار با زن فطرتان نابکار در این مواقع حاصل آید وگرنه در موقع امنیت و خوشی روزگار همواره این قبیل مردم نامرد فطرت به چاپلوسی زبان و گفته‌های به حقیقت خود را بر اهل عالم مشتبه کرده بلکه پیشقدم تر خواهند بود."«

در مورد حوادث سال‌های جنگ جهانی اول و پس از آن و اتفاقات اکثراً شومی که در آن سال‌ها در آذربایجان روی داده است منابع بسیاری داد سخن داده‌اند و حق مطلب را هر یک به گونه‌ای ادا کرده‌اند، اما متأسفانه پس از گذشت نزدیک به یک سده از آن سال‌ها غبار فراموشی بر اذهان مردم فرو نشسته و بسیاری از مردممان آن سال‌های درد و رنج و اسارت و حماسه را به سادگی از یادها برده‌اند. حال آنکه شایسته بود کاری شود که تجارب گرانبهای آن سال‌ها که به بهای جان هزاران انسان بی گناه به دست آمده بودند، نه تنها به بوته فراموشی سپرده نشوند، بلکه همچون چراغی همیشه تاریخ برای روشن کردن راه پیش روی مردم فروزان بمانند.

نقل حماسة مقاومت و پایداری خوئیان در مقابل ارامنه متجاوز نیز که گاهی برای بعضی از مشتاقان مسائل تاریخی قضیه‌ای تکراری محسوب می شود، امری در همین راستاست. بسیاری از مردم همین مردم شهر خوی نمی‌دانند که پدران دلاورشان چگونه جان با ارزش خویش را در طبق اخلاص نهادند و برای دفاع از ناموس و دیار آبا و اجدادی خود کمر همت بستند و کاری کردند کارستان. کاری که نه تنها سبب سربلندی آنها شد، بلکه بسیاری از هم‌کیشان و هم‌وطنانشان را نیز از چنگال دیوسیرتان رهایی بخشید.

با توجه به محدودیت صفحات، در این نوشته تنها وصف کوتاهی از آن تصمیم بزرگ و آن دفاع جانانه آورده می شود و علاقمندان می‌توانند برای آگاهی از کم و کیف کامل حادثه به منابعی که در زیر آورده می شود، مراجعه نمایند.

1. تاریخ خوی ـ مهدی آقاسی ـ صص 429 ـ 366 ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز 1350

2. تاریخ خوی ـ دکتر محمدامین ریاحی ـ صص 523 ـ 498 ، انتشارات طوس، تهران 1372

3. تاریخ هیجده ساله آذربایجان ـ احمد کسروی ـ صص 756 ـ 751 ، انتشارات امیر کبیر، تهران 1371 ، چاپ دوم

4. آذربایجان در جنگ جهانی اول یا فجایع جیلولوق ـ دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی ـ صص 200 ـ 195 ، نشر اختر، تبریز 1385

5. خاطرات امین الشرع خویی ـ به تصحیح علی صدرایی خویی ـ نسخه اینترنتی

6. قتل عام مسلمانان در دو سوی ارس ـ دکتر صمد سرداری نیا ـ صص 103 ـ 90 ، نشر اختر، تبریز 1383

7. سیمای خوی ـ علی صدرایی خویی ـ صص 96 ـ 89 ، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، زمستان 1373

8. تاریخچه ارومیه ـ رحمت الله توفیق ـ صص 55 ـ 51 ، نشر شیرازه 1382

9. دلاوران خوی ـ (داستان) ـ حمید آرغیش ـ نسخه اینترنتی

*     *     *

پس از اضمحلال امپراتوری بزرگ تزاری روسیه، سالداتهای اشغالگر روس پس از سال‌ها مجبور به ترک ایران و آذربایجان شدند. با این عقب نشینی چون صحنه برای عساکر عثمانی خالی می شد، انگلیس ـ متحد روسیه ـ بر آن شد تا با بر سر کار آوردن گروهی طرفدار خویش هم مانع حضور عثمانی ها در این مناطق شود و هم ضرباتی بر پیکر حریف وارد سازد. بهترین گزینه برای این نقشه شوم، آسوری ها و ارامنة ساکن در منطقه بودند. آسوریهای شرق عثمانی ـ که به آنها جیلو می گفتند ـ و نیز ارامنه در سودای بنای یک کشور مستقل برای خود و بدون در نظر گرفتن سالها حرمت و مهمان نوازی مسلمانان منطقه در حقشان، داخل این ماجراجویی خونین گشتند و کردند کارهایی را که نباید می‌کردند.

قتل عام دهها هزار نفر از مسلمانان بومی منطقه غرب آذربایجان در سالهای 1296 و 97 همیشه تاریخ همچون لکة ننگینی بر تارک تاریخ زندگی این دو قوم خواهد ماند.

اما ماجرای پایداری خوئیان:

در خرداد ماه سال 97 شمسی آسوری ها و ارامنه توانسته بودند با بکارگیری روش‌های کاملاً وحشیانه حاکمیت خود بر شهرهای اورمیه و سلماس را تحکیم ببخشند. از سوی دیگر ارامنه شمال ارس (آراز) نیز با قتل عام و اخراج ددمنشانه توانسته بودند بر روی پیکرهای به خون خفته صدها هزار مسلمان، جمهوری مستقل ارمنستان را به مرکزیت شهر قبلاً مسلمان نشین ایروان بنا کنند. لذا برای ایجاد یک مملکت بزرگ مسیحی نشین لزوم برقراری ارتباط بین ارامنه مستقر در ایروان، اورمیه و وان احساس می شد و در این بین تنها شهر تصرف نشده خوی می بود.

مأموریت اشغال خوی به آندرانیک نامی از ارامنه شمال آراز واگذار می شود و او با نیرویی که تعداد آن را بین 3 تا 12 هزار می نویسند عازم تصرف خوی می گردد.

در خوی اما مردم از مدتها پیش با دیده ای باز سیر حوادث را دنبال می کردند و تلاش می‌نمودند بلایای آمده بر سر دیگر شهرهای غرب آذربایجان بر آنان نازل نشود و حتی در تشکیل اردویی برای نبرد با مسیحیان نیز سعی وافر نموده، دستجات بسیاری از آنان در جنگ با جیلوها شرکت کرده بودند که البته نتیجه ای جز شکست حاصل مسلمانان نشده بود.

به هنگام آغاز حملة آندرانیک به خوی، سپاهیان عثمانی وارد منطقه غرب آذربایجان شده و سلماس و پیرامون آن را از تصرف مسیحیان خارج ساخته بودند. در خوی نیز شهر به وسیلة یک انجمن مشورتی متشکل از رجال سرشناس اداره می شد و فرماندار شهر نیز حسنعلی خان میرپنجه آقاسی می بود. گرچه عثمانی ها نیز در حدود هفتصد عسکر در خوی مستقر کرده بودند، ولی مرکز فرماندهی آنها در سلماس در 45 کیلومتری جنوب خوی قرار داشت. باید توجه داشت که تصرف خوی با آن قلعه و باروی مقاوم، هم ارتباط ارامنه را راحت تر می‌سـاخت و هم دژ مستحکمی برای مقابله با حملة احتمالی مسلمانان می بود.

روز اول تیرماه 1297 شمسی خبر عبور قشون ارمنی، تلگرافی به شهبندری عثمانی در خوی می رسد. عساکر مستقر در خوی همراه با تعدادی از مردم خوی برای مقابله با مهاجمان عازم می شوند و در گردنه ارسی در شرق خوی با آنان درگیر می گردند. تفوق ده به یک نفرات دشمن نتیجه ای جز شکست مسلمانان دربر ندارد. عده کمی به زحمت خود را به شهر می رسانند. فرمانده نیروهای عثمانی چاره‌ای جز ترک شهر و آوردن قوای کمکی نمی‌بیند. لذا از مردم شهر می خواهد یک شبانه روز مقاومت کنند تا او بتواند نیروی کمکی بیاورد.

همهمه ای در بین مردم شهر می افتد. طبق معمول این گونه مواقع، عده ای راحت طلب بار و بنه جمع کرده به سمت کوهستانهای غرب شهر فرار می کنند. اما مردانی که مردیشان در اینگونه هنگامه ها مشخص می شود عزم مقاومت دارند. حتی ایده تسلیم بی قید و شرط نیز خریداری ندارد. فجایعی که ارامنه در اورمیه و سلماس به بار آورده اند نتایج هرگونه سستی و کاهلی را از قبل مبرهن ساخته است.

سپیده دم روز دوشنبه سوم تیرماه 1297 حمله مهاجمان به شهر خوی آغاز می شود. مردم غیر نظامی تنها به خاطر دفاع از ناموس و خاک دست به سلاح برده، بر بالای دیوارهای قلعه آماده نبرد می شوند. روحانیان مبرز شهر حکم به شکستن روزه در آن روز می دهند و خود دوشادوش بقیه مردم سلاح بر دست به دفاع قیام می کنند.

با طنین نخستین گلوله های شلیک شده ترس و دلهره معنی خود را از دست می دهد. صفیر گلوله های آتشین مردان با غیرت مسلمان در آسمان شهر طنین انداز می شود. زنان و کودکان نیز در این جنگ نابرابر بیکار نیستند. وظیفه تدارکات بر عهده آنان است.

صفوف ارامنه مهاجم هر لحظه به شهر نزدیک تر می شود. تا ظهر نزدیک به نصف قلعه را محاصره می کنند. در گرماگرم نبرد رسیدن دو نیروی کمکی روحیه و شعفی در بین مدافعان پدید می آورد. سالار حسینقلی خان آواجیقی با 50 سوار خود و نیز تیمورخان سرتیپ صمصام همایون با جمعی سواره و پیاده از اَیری بوجاق به یاری مردم شهر می آیند.

صحنه های بس اعجاب انگیزی در آن مدت کم دفاع مشاهده می شود. قضیه فرار مدافعان بخشی از قلعه و تحریک غیرت آنان به وسیلة زری خانم نامی و بازگشت مدافعان و دفع مهاجمان ارمنی خود نمونه ای از شیرزنی زنان آذربایجانی است.

آمدن ارامنه با لباس عساکر عثمانی و مکر آنان به قصد فریب محافظان دروازه قلعه و شجاعت مثال زدنی خلیل نامی در عقیم گذاشتن حیله آنان از دیگر داستانهای شنیدنی این روز است که حتی امروزه نیز نقل آن در بین مردم خوی رایج است.

اما قضیه آن توپ قدیمی که تنها به درد اعلام وقت در ماه رمضان می خورد شاید از همه شنیدنی تر باشد. مشهدی تقی نامی از توپچیان قدیمی موفق می شود با همین توپ زوار در رفته، اصلی ترین توپ مهاجمان را خاموش سازد و مانع از ادامه خرابیهای فراوان آن گردد.

شرح این همه دلاوری و صحنه آفرینی ها را باید که در منابع فوق الذکر خواند و از حمیت و غیرت و تیزهوشی پدران خویش لذت برد و درس آموخت.

جنگ و دفاع اینگونه ادامه داشت تا اینکه از سمت جنوب صدای غرش توپهای اردوی اسلام (عثمانی) به گوش می رسد. مدافعین با شور بیشتری به دفاع می پردازند. همه نزدیک شدن شاهد پیروزی را با چشمان خود می بینند. همه به ثمر نشستن درخت تصمیم به دفاع خود را مشاهده می کنند و بر شدت حملاتشان بر دشمن زبون می افزایند. طولی نمی کشد که نیروهای ارمنی از دو سوی مورد حمله قرار می‌گیرند و منهزم می گردند. زنده ماندگان با خواری و ذلت به سوی جلفا فرار می کنند و خود را به آن سوی آراز می رسانند و پل آن را به آتش می کشند. شهر خوی غرق در شادی می شود. گرچه تعداد شهدای مقاومت آن روز به پانزده نفر می رسد، ولی جان باختگان حمله بسیار بیشترند. شیوع انواع بیماری های مسری نزدیک به دو ثلث مردم شهر را به کام مرگ می‌فرستد. اما باز مردم شهر خوشحالند و سرفراز. ...

این بود شمه ای بسیار اندک از حوادث آن سالها و آن روز فراموش نشدنی. شایسته است با روشهای مختلف این گونه حماسه های واقعی و نیز مردمی زنده نگهداشته شوند. ساخت فیلم، نوشتن رمان، برگزاری سمینارهای سالیانه، ایجاد نماد، نامگذاری اماکن به نام شهدای آن روز و بسیاری کارهای بایستة دیگر می تواند هم یاد و خاطرة آن دلیرمردان روز سختی را در یادها ماندگار سازد و هم الگویی قابل دفاع برای نسلهای آینده فراهم آورد.

چه نیکو خواهد بود اگر امسال که مصادف با نودمین سالگرد این حادثة بزرگ است، مراسمی در خور شأن برای دلیران مدافع ناموس و سرزمین و دین آن روزگار شهرمان بر پاشود و دروازه سنگی (قالا قاپیسی) و محوطة جلوی آن به عنوان تنها یادگار قلعة قدیمی خوی به عنوان نماد مقاومت و حماسة خوئیان در این نبرد و دیگر پایداریها ساماندهی و بهسازی گردد. و بی گمان این امری است واجب بر دوش مسئولین و اصحاب فرهنگ شهر خوی.