سابقه تاریخی شهر سلماس

با سلام . مدتی هست که ما هم به قول معروف قاطی مرغ ها شدیم و به عبارتی ازدواج کردیم و این دلیل دیر به دیر آپدیت شدن سایت هست که امیدوارم مجددا وقت کنم تا هر روز نتایج وبگردی هایم را در آن انعکاس بدهم .
 

در اولین گام بعد از تاهل به رسم قدردانی از همسرم بهتر دیدم به سابقه تاریخی شهری اشاره کنم که احساس تعلق خاطر بیشتری از این به بعد نسبت به آن خواهم داشت چون سِوای مادرم ، همسرم زاده و بزرگ شده سلماس هست . پس این را تقدیم می کنم به همه سلماسی ها و کسانی که می خواهند با سلماس و سابقه تاریخی آن آشنا شوند


 

سلماس یکی از شهر های قدیمی کشور در استان آذربایجان غربی است اسکان بشری در آن به دوره عصر حجر برمی گردد مطابق آثاری که در نتیجه کاوش ها و حفاری ها از (کول تپه ) در سال 1371بدست آمده قدمت 9000سال قبل می رسد .

    سلماس در هزاره های قبل از میلاد با داشتن با داشتن طبیعتی زیبا و کوههای سرسبز و پر آب همواره ماوای گروهی از انسانهای باستانی بوده است در سال 1919میلادی غار های در کوهستانهای نزدیک سلماس از جمله مکانهای اولیه استقرار در دهها هزار سال قبل بوده اند با مطالعات باستانی شناسی از تپه های اطراف سلماس قدمت آن در حدود نه هزار سال قبل ( هفت هزار سال قبل از میلاد ) تخمین می زنند و به تحقیق اولین قوم مشخص در سلماس اقوام سومری بودند  .

و بعد ها اولاد سومریان پروتوتورک ( ترکان باستانی )و سپس گوتیها و گلیزانیها ( حاکم گلیزانیها در سال 823 قبل از میلاد وارد اتحاد اوراتویی ضد آشوری شد ) همگی در منطقه موجد تمدن بسیار در اعصار خیلی قبل حدود پنج هزار سال قبل بودند . بعد ها در هزاره اول قبل از میلاد در زمان حکومت اوراتورها در سایه اقدامات آنان در این منطقه شهر اولهو بوجود آمد این شهر باستانیدر غرب روستای اوله ( اولق ) کنونی و در رو بروی کوه قارنی یاریق در کنار رود خانه زولا قد بر افراشت ( اوله و اولهو که هر دو از یک ریشه اند به معنای تقسیم می باشد . در این محل آب رودخانه به چندین قسمت تقسیم می شد . در معنی دقیق آن یعنی محل تقسیم آب ) . این شهر و آبادیهای اطراف آن لشکر کشتی هشتم سارگن دوم پادشاه آشور به سال 714 قبل از میلاد ویران گردید . در اطراف دشت قلعه های قارنی یاریق – دریک – کافیر قلعه سی  در غرب کهنه شهر و شرق روستای زرین دره – قلعه چهریق و قلعه هدر و زنجیر قلعه درکنار  روستای تمر از قلعه های دوره اورارتویی می باشند که در دوره های بعدی نیز مورد استفاده حاکم وقت قرار می گیرفت .

    از شاخص عای تمدن اورارتو حفر انهار و قنوات و کندن دریاچه ها و استخر های دستی برای آبیاری اراضی و دیگر احداث ابنیه عظیم برکوهها و تبدیل اراضی بایر به مناطق دایر و مزروع مهارت خاصی داشتند که این کار ها بیشتر بدست اسیران جنگی و بردگان انجام می گرفته است .

    بعد از ویرانی الهو در دوره ها ی بعد شهری دیگر در شمال غربی آن در کنار رود دریک به نام سلماس شکل می گیرد . در منابع یونانی از این شهر به نام سیمباس نام برده شده است از جمله در نوشته های استرابون در سال 20میلادی . در دوره اشکانیان این نطقه بصورت حایل بین دو امپراتوری پارت و روم بودو بارها صحنه نبرد دو قدرت بزرگ بوده است .

    موسس سلسله ساسانی اردشیر بابکان پس از تصرف این منطقه آن را ضمیمه متصرفات خود کرده و یادگار این پیروزی بدستور شاه ساسانی در 12کیلومتری جنوب شرقی سلماس بر سر راه سلماس به ارومیه نرسیده به روستای خان تختی در کوه پیرچاوش بر روی تخته سنگی حکاکی شده است .

    پس از ظهور دین اسلام ، مسلمانان در سال 20هجری قمری این منطقه را به تصرف خود در آوره اند به نوشته بلاذری در فتوح البلدان سلماس شهری آباد بود و خراج آن بیت المال موصول ریخته می شد . مورخین و جغرافی نویسان بعد ار اسلام همگی ا سلماس مطالب مختلفی نوشته اند از جمله این حوقل در کتاب صور  الارض که به سال 368 قمری تالیف یافته  سلماس را شهری متوسط ، آباد ، پرجمعیت و پر نعمت که در آن قصر های بلندی از سنگ ساخته شده ، توصیف کرده است .

    در طول دوره صفوی بطور کلی مرز ایران و عثمانی محل برخورد قوای دو کشور گردید . این شهر در دوره صفویه جندین با اشتغال گردید بطوریکه یکبار به مدت 18 سال در اختیار عثمانیها بوده است ( از سال 994تا 1012 قمری ) تا اینکه بدست عباس آزاد گردید . در این جنگ شهر سلماس بطور کامل نابود و دیوارهای آن تخریب شد . ولی نام سلماس به محال سلماس اطلاق شد . با کاهش نفوس سلماس ، ترکان لک به سلماس کوچیدنده شدند .

    بعد از صفویه در دوره های کوتاه مدت افشاریه و زندیه ( 1148 ق تاجگذاری نادر شاه 1193 ق مرگ کریم خان زند ) منطقه سلماس و خوی از سال 1167ق تحت اختیار احمد خان دنبولی بوده است ( متوفای 1200قمری که وی در آبادانی این منطقه نقش زیادی داشته است . از جمله اینکه قصبه دیلمقان که تقریبا در حدود700قمری بدست تاج الدین غلیشاه تبریزی با حفر قناتی ( بنام خودش ، قنات علیشه نامیده می شد ) بوجود آمده بود ، را توسعه داده است . در این مورد میرزا حسن زنوزی در کتاب ریاض الجنه می نویسد احمد خان دنبولی دیلمقان را با رویش ( حصاری ) عظیم کرد و آن را شهر چه ساخت و دکاکین و حمامات و مساجد و رباطات و عمارات عالیه در آن بنا نمود . و اولادش هم در آبادی آنجا کوشیدند. امیر خان دیلمقان را مرکز ولایت سلماس انتخاب کرد.

     از جمله اقدامات دیگر وی ساختن سدی محکم بر روی ضلع غربی دریاچه مصنوعی شهر سلماس به نام گؤل می باشد که امروز نیز در کهنه شهر پابرجاست .

 

     لازم به توضیح است که احداث این گؤل به دست او اوراتور ها صورت گرفته بود باغ بسیار مشهور وی در کنار سلماس آن روز کهنه شهر امروز بنام خان باغی هنوز در اذهان مردم باقی مانده است. از سال 1226ق حکومت سلماس و خوی بدست فتحعلی دولوی قاجار پدر زن فتحعلی شاه قاجار و نیای مادری نایب السلطنه بوده است ، در سال 1232هـ .ق . اکراد بلباس ساکن خاک عثمانی به حدود سلماس و ارومیه تجاوزاتی داشتند که سرکوب شدند .

    در سال 1237هـ.ق اکراد عثمانی دوباره به حدود سلماس تحاوزاتی کرده بودند . که عباس میرزا نایب السلطنه وحاکم آذربایجان ، یوسف خان سپهدار گرجی را برای دفع آنان به آن حدود روانه نمود ، پس از قلع و قمع اکراد نائب السلطنه در همین سال با مرگ فتحعلی خوان ، پسرش به نام امیر خان سردار را به سمت حکومت و فرماندهی قوای سلماس و خوی و توابع آن تعیین نمود .

    اولین اقدام امیر خان سردار در سال 1238 هـ .ق انتخاب دیلمقان به مرکزیت سلماس بود .

    منطقه سلماس در سال 1242 به اشغال نیروی متجاوز روسی در آمد و بعد از قرار داد ترکنچای نیروهای روسیه آنرا تخلیه کردند . در جریان انقلاب مشروطیت مردم شهر دیلمقان همگام با دیگر شهر های منطقه فعالیت چشمگیری داشتند و در سال 1325 هـ . ق مجلسی بنام مشروطیت در تحت ریاست حاجی پیشنماز افتتاح گردید . در همین سال اولین مدسه به سبک نوین به همت میزا سعید سلماسی و به مدیریت ناجی بیگ اسلامبولی بنام سعیدیه در شهر دیلمقان افتتاح گردید . بانی این مدرسه در سال 1287 شمسی . در نبرد مشروطه خواهان و ضد انقلابیون در اطراف خوی جان باخت .

     در اواخر سال 1290 ش نیرو های روسی سرزمین آذربایجان و از جمله ولایت سلماس را اشغال کردند . در سال 1293 ش جنگ جهانی اول شروع گردید و در سال 1294ش سربازان عثمانی ارامنه و آسوریان شرق آن کشور را به دلیل همکاری با سربازان روسی و حمایت از آنان در جنگ علیه عثمانی از محل زندگی خود تبعید کردند این آوارگان به مدت دو سال توسط مردم سلماس و ارومیه پذیرایی شدند. در سال 1296 انقلاب کمونیستی در روسیه اتفاق افتاد و حکومت جدید آن کشور خود را از جنگ کنار کشیده و نیروهای خود را از ایران فراخوانده . در زمستان همین سال افراد ارمنی و آسوری رانده شده از عثمانی همراه با مسیحیان بومی که مردم محل آنان را ، جیلو می نامیدند ، مسلح شده و در آذربایجان نیزبه نفع متفقین با دولت عثمانی وارد جنگ شدند.

    بعد از اندکی مدتی آرامش در ولایت سلماس ، طبیعت نیز به نوبه خویش قهر و در غضب خود را در حق این مردم عملی کرده ودر شب 16اردیبهشت 1309شمسی زلزله ای به بزرگی 2/7 در مقیاس امواج درونی دشت سلماس و آبادیهای آن را در هم کوبید . و در حدود 2500تن در زیر آوار ها جان سپردند در این حادثه دیلمقان و کهنه شهر و روستاهای اطراف به کـلـی تـخریب شـدنـد بعـد زلزلـه در شمـال غربی ویرانـه های دیـلمـقان ، شـهری جدیـد به مـهندسی

 اسد ا…خاور با مشورت مهندسین آلمانی احداث گردیدکه از آن روز به بعد بنام شاهپور نامیده شد .

    در شهریور 1320شمسی کشور ایران مورد تهاجم دو دولت شوروی و انگلیس قرار گرفت و این منطفه به اشغال روسها در آمد،تااینکه در بهار 1325 این شهرستان و به طور کلی خاک ایران را تخلیه نمودند.

    از 21 آذر 1324 تامدت یک سال آذربایجان و سلماس تحت کنترل فرقه دمکراتیک که از سوی روسها سازمان یافه بود قرار گرفت . در طی یک سال نام شهر دوباره به سلماس برگردانده شد .

شهرستان سلماس در اولین تقسیمات کشوری که در سال 1316 شمسی به عمل آمد و ایران به ده استان وچهل و نه شهرستان تقسیم گردید ، بنام بخش شاهپور از خوی محسوب شد ، تا اینکه این بخش در سال 1337به شهرستان تبدیل گردید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نام این شهر و همچنین شهرستان به سلماس تغییر نام یافت.


منبع : http://www.salmas-mash.4t.com